یک زمانی، بعد از جلسه ی نقد کتابم منتقد اهل دلی گفت: خیلی به داستانهایت نناز و دل به شان نده چون در اوج تبحر هم که باشی، باز قصه می گویی و قصه دروغ است، راست نیست.
بحث نازیدن و دل دادن البته نیست و حق داشت و قبول…

اما مطلب اینجاست که هر کدام از داستان هایم بار سنگین بخشی از واقعیت را به دوش می کشند. می توانم تکه تکه های قصه را یکی یکی بیرون بکشم و بگویم این گوشه از پازل را کجا با چشم هایم دیده ام و فقط هنر سر هم کردن این پازل را بلدم، اگر هنری باشد.
زندگی ما آنقدر ماجراهای پیچیده و کلافهای سردرگم در خود دارد که نیازی به بافتن خیالها و ساختن بناهای رویایی ندارد.
من به ماجراهای زندگی به چشم سوژه های داستانم نگاه نمی کنم، بلکه قصه هایم هر کدام روایتگر گوشه ای از واقعیت هستند.

۲۱
مهر ۱۳۹۶
دسته‌ها اینستا نوشت
برچسب‌ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>