عزیز شدن و نور چشمی شدن و توی دل ها جا کردن… چرتکه انداختنی نیست… دو دو تا چهار تا کردنی نیست. شاید یه جا یه پاره آجر رو با پنجه پات از تو پیاده رو بزنی کنار، خدا یه سنگ بزرگ از سر راهت برداره. هیچ وقتم خودت و بقیه نفهمید برا چی بوده… یه جا دست مادرتو ببوسی، خدا یه جا که فکرشو نمی کنی بالا ببردت… بر عکسشم هست حتما…
فقط اینو خوب فهمیدم که برا بالا رفتن، محتاج بنده ی خدا نباید باشم. رو شونه های کسی سوار نشم. چشمم دنبال کمک کسی نباشه. اونایی که برا عزیز شدن، دست به دامن بنده ی خدا می شن… یه بار دیگه باید به آدرس نگاه کنن… و لِلّه العزهُ جمیعاً
.
.
پی نوشت رو چند بار نوشتم پاک کردم. یه چیزایی رو‌ نمی شه مستقیم گفت.

۲۹
فروردین ۱۳۹۷
دسته‌ها اینستا نوشت
برچسب‌ها

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>