مطالب مربوط به «اینستا نوشت»

سفرنامه ی کوتاه سفر دو سه ساعته مان به سامرا مدیر کاروان گفته بود یک ساعت بعد همه کنار ستون ساعت جمع شویم و این یعنی با محاسبه ی طی کردن طول صحن و شلوغی حرم، کمتر از یک ساعت برای زیارت امام کاظم و امام جواد فرصت داشتیم. چنین وقت هایی که زمان این […]

تاریخ ارسال: ۰۲ دی ۱۳۹۴ - - برچسب‌ها:

باید در کوتاه‌ترین جمله، منظورم را برسانم. طوری که آخرش ضربه داشته باشد و خواننده را غافلگیر کند. آن‌قدر غافلگیر که به خودش زحمت بدهد روی کلمهٔ «لایک» کلیک کند. باید کلی لایک بگیرد. چارهٔ دیگری ندارم. قبل‌ترها، آن موقعی که تازه لپ‌تاپ خریده بودم، میز شام را که می‌چیدم، مسنجر را باز می‌کردم و […]

تاریخ ارسال: ۰۷ دی ۱۳۹۲ - - برچسب‌ها:

آجیل و شیرینی را که می گذارم گوشه ی آشپزخانه، پیرمرد سرش را می اندازد پایین و  می گوید: «اگر پولشان را بدهم چیزی برای عیدی نوه ها نمی ماند. اشکالی ندارد ماه بعد با هم حساب کنیم؟» می خواهم بگویم اگر پول نداشتی برای چه پشت تلفن این همه سفارش دادی! اما نمی گویم. […]

تاریخ ارسال: ۲۰ مرداد ۱۳۹۲ - - برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬ ٬ ٬
« مطالب جدیدتر