لایک

باید در کوتاه‌ترین جمله، منظورم را برسانم. طوری که آخرش ضربه داشته باشد و خواننده را غافلگیر کند. آن‌قدر غافلگیر که به خودش زحمت بدهد روی کلمهٔ «لایک» کلیک کند. باید کلی لایک بگیرد. چارهٔ دیگری ندارم.قبل‌ترها، آن موقعی که تازه لپ‌تاپ خریده بودم، میز شام را که می‌چیدم، مسنجر را باز می‌کردم و برایش پیغام می‌فرستادم که «شام حاضره، پاشو بیا! سرد می‌شه.» نه اینکه صدایش نمی‌زدم و علاقه داشتم از فن‌آوری‌های روز استفاده کنم. نه! ده دوازده باری صدایش می‌کردم. نمی‌دانم می‌شنید یا نه. این روزها دیگر مسنجر جواب نمی‌دهد. قدیمی شده است. اصلاً وقتی هر روز بیشتر از چهارصد پانصد مطلب جدید در گوگل ریدرش می‌آید که باید آن‌ها را بخواند و آخر شب، آن را صفر کند، دیگر فرصت نمی‌کند مسنجرش را باز کند. حالا باید جوری نوت بنویسم و شِـــیر کنم تا کلی لایک بخورد و دست به دست شود که وقتی او دارد پُر لایک‌ترین مطالب را می‌خواند و لذت می‌برد، بفهمد ته دل من چه می‌گذرد.

View this post on Instagram

این داستان را چند سال پیش نوشتم، و هر روز که می گذرد به واقعیت نزدیک تر می شود . *** . «لایک» باید در کوتاه‌ترین جمله، منظورم را برسانم. طوری که آخرش ضربه داشته باشد و خواننده را غافلگیر کند. آن‌قدر غافلگیر که به خودش زحمت بدهد روی دکمه ی «لایک» کلیک کند. باید کلی لایک بگیرد. چارهٔ دیگری ندارم. قبل‌ترها، آن موقعی که تازه لپ‌تاپ خریده بودم، میز شام را که می‌چیدم، صفحه ی چت را باز می‌کردم و برایش پیغام می‌فرستادم که «شام حاضره، پاشو بیا! سرد می‌شه.» نه اینکه صدایش نمی‌زدم و علاقه داشتم از فن‌آوری‌های روز استفاده کنم. نه! ده دوازده باری صدایش می‌کردم. اما اصلا نمی‌دانم می‌شنید یا نه. این روزها دیگر چت جواب نمی‌دهد. قدیمی شده است. اصلاً وقتی هر روز بیشتر از چهارصد پانصد مطلب جدید در انواع و اقسام برنامه ها و اپلیکیشن ها برایش می‌آید که باید آن‌ها را بخواند و آخر شب صفر کند، دیگر فرصت نمی‌کند پیام های من را بخواند. حالا باید جوری نوت بنویسم و شِـــیر کنم تا کلی لایک بخورد و دست به دست شود که وقتی او دارد پُر لایک‌ترین مطالب را می‌خواند و لذت می‌برد، بفهمد ته دل من چه می‌گذرد.

A post shared by سارا عرفانی (@s_erfani) on

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *