مطالب مربوط به «اینستا نوشت»

هزار و سیصد چهارصد عمود را پیاده رفته باشی. گرمای روز را به جان خریده باشی و عمودها را با عشق شمرده باشی تا یکی یکی زیاد شده باشند و‌ دلت گرم، که نزدیک تر شده ای. شب ها در سرمای استخوان سوز بیابان زیر دو سه تا پتو باز هم بلرزی و تا صبح […]

تاریخ ارسال: ۱۶ آبان ۱۳۹۶ - - برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬ ٬

نشسته ام پیراهن مشکی چهار گره اتو می زنم برای زائر آقا، با زیر صدای «کنار قدم های جابر سوی نینوا رهسپاریم ستون های این جاده را ما به شوق حرم می شماریم» که خودش دارد می خواند. از صبح هر چه شعر پیاده روی اربعینی بلد بوده خوانده و من هر چه توانسته ام […]

تاریخ ارسال: ۱۱ آبان ۱۳۹۶ - - برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬

دخترک داشت عکس های پیاده روی اربعین را در گوشی ام می دید. یک دفعه پرسید: «مامان! توی این کربلایی که رفتید بچه ها رو راه نمی دادن؟» پشت این سوال ساده که با لحنی کودکانه پرسیده شد و کربلا را هم «تبلا» تلفظ کرد، شاید به قدر یک هفته تنها گذاشتن شان گله و […]

تاریخ ارسال: ۰۲ آبان ۱۳۹۶ - - برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬

یک زمانی، بعد از جلسه ی نقد کتابم منتقد اهل دلی گفت: خیلی به داستانهایت نناز و دل به شان نده چون در اوج تبحر هم که باشی، باز قصه می گویی و قصه دروغ است، راست نیست. بحث نازیدن و دل دادن البته نیست و حق داشت و قبول… اما مطلب اینجاست که هر […]

تاریخ ارسال: ۲۱ مهر ۱۳۹۶ - - برچسب‌ها:

دخترک که دست در دست پدرش، بین مردهای سیاه پوش ناپدید شد، یک دفعه دلم آشوب شد. نکند تشنه شود و در آن شلوغی، آب نباشد… نکند وقت سینه زنی، همهمه شود و زیر دست و پا بماند… نکند… نه… تا وقتی پدر هست، چه جای نگرانی. سینه زن های باغیرت حضرت هم یک جور […]

تاریخ ارسال: ۰۲ مهر ۱۳۹۶ - - برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬ ٬ ٬

شور و شعور حسینی اگر در کنار هم و کامل کننده ی هم نباشند، یک جای کار می لنگد. دیده ام بعضی دوستانم معتقدند در ایام محرم فقط باید کتاب خواند و بر شعور حسینی افزود و شرکت در مجالس اباعبدالله آنقدرها نمی تواند برایشان مفید باشد. در حالیکه اگر همه، در پستوی خانه هایشان […]

تاریخ ارسال: ۲۹ شهریور ۱۳۹۶ - - برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬ ٬

خجالت می کشم از دست های چروکیده و رگ های بیرون زده از زیر پوست پیرمردی که با چشم های کم فروغش در ترافیک زل زده به ماشینم. حتمی دارد در دلش می گوید چی می شد من هم فقط یک روز، یک ماشین فقط یک ذره مدل بالاتر از این پیکان قراضه ام سوار […]

تاریخ ارسال: ۰۵ شهریور ۱۳۹۶ - - برچسب‌ها:

ما، بیشترمان، آدم های خداحافظی هستیم. خداحافظی را بهتر از محبت کردن به هم بلدیم. سوزناک و جانکاه. اما اگر بگویند چند سالی کنار هم باشید، همان قدر خوب بلد نیستیم به همدیگر عشق بورزیم. تا وقتی با همیم و در کنار هم، قدر نمی دانیم. از بودن در کنار هم خوشحال نیستیم. اما همین […]

تاریخ ارسال: ۱۰ تیر ۱۳۹۶ - - برچسب‌ها:

اگر حسینی باشیم اذن ماندن می دهدمان و بر کشتی نجاتش می نشاند. و اگر نباشیم که وای بر ما.

تاریخ ارسال: ۲۲ مهر ۱۳۹۵ - - برچسب‌ها: ٬ ٬ ٬ ٬

سفرنامه ی کوتاه سفر دو سه ساعته مان به سامرا مدیر کاروان گفته بود یک ساعت بعد همه کنار ستون ساعت جمع شویم و این یعنی با محاسبه ی طی کردن طول صحن و شلوغی حرم، کمتر از یک ساعت برای زیارت امام کاظم و امام جواد فرصت داشتیم. چنین وقت هایی که زمان این […]

تاریخ ارسال: ۰۲ دی ۱۳۹۴ - - برچسب‌ها:
مطالب قدیمی تر »